ترجمه "anaglyph" به فارسی
تزئینات برجسته, حجاری برجسته روی سنگ های کوچک زینتی, دو عکس از یک شخص یاچیز که از دو زاویه ی مختلف گرفته شده و اگر با عینک دو رنگه تماشا شود به نظر سه بعدی می آید بهترین ترجمه های "anaglyph" به فارسی هستند.
anaglyph
noun
دستور زبان
A decorative ornament worked in low relief or bas relief, such as a piece of cameo jewelry. [..]
-
تزئینات برجسته
noun -
حجاری برجسته روی سنگ های کوچک زینتی
-
دو عکس از یک شخص یاچیز که از دو زاویه ی مختلف گرفته شده و اگر با عینک دو رنگه تماشا شود به نظر سه بعدی می آید
-
زینت (به ویژه عاج یا سنگ بهادار) برجسته کاری شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anaglyph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "anaglyph"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن