ترجمه "anal" به فارسی

مقعدی, تحلیلی, مخرجی بهترین ترجمه های "anal" به فارسی هستند.

anal adjective noun دستور زبان

(psychoanalysis) of the stage in psychosexual development when the child's interest is concentrated on the anal region. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقعدی

    adjective

    of, related to, intended for or involving the anus

  • تحلیلی

  • مخرجی

  • ترجمه های کمتر

    • مرزی
    • تشبیه
    • (روان شناسی - بنا به عقیده ی فروید) دومین مرحله ی روان جنسی (از یک ونیم تا سه سالگی)
    • تجزیه و تحلیل
    • وابسته به یا مجاور کون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Anal noun proper دستور زبان

A language spoken in India and Myanmar. [..]

+ اضافه کردن

"Anal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Anal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "anal" با ترجمه به فارسی

  • خودارضایی مقعدی
  • آمیزش جنسی مقعدی · بچه بازی · سکس مقعدی · لواط · کون دادن · کون کردن
  • جهاد مقعدی
  • بچه بازی · لواط
  • اندک بین، وسواسی · موشکاف، باریک بین
اضافه کردن

ترجمه های "anal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه