ترجمه "analyzer" به فارسی
واکافتگر, واکاونده, تجزیه نامه بهترین ترجمه های "analyzer" به فارسی هستند.
analyzer
noun
دستور زبان
(US) One who, or that which, analyzes. [..]
-
واکافتگر
واکافتگر، واکاونده
-
واکاونده
واکاونده
-
تجزیه نامه
-
ترجمه های کمتر
- تجزیه کننده
- تحلیل کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " analyzer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "analyzer" با ترجمه به فارسی
-
فرگشاپذیر · قابل تجزیه و تحلیل
-
(دستور زبان) جمله را به اجزای خود تقسیم کردن · (روان شناسی) روانکاوی کردن · (شیمی) محلول یا ترکیبی را فراکافت (تجزیه و تحلیل) کردن · از طریق شیمی فراکافتی شناسایی کردن · به دقت آزمودن · تجزیه و تحلیل کردن · فراکافت کردن · فروگشودن · واکافت کردن · واکافتن · واکاویدن · کالبدشکافی کردن
-
تحلیلگر طیف
-
بویشگر
-
(فیزیک هسته ای) فراکافتگر تپ · تپ فراکاو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن