ترجمه "anatomic" به فارسی
تشريحی, تشریحی بهترین ترجمه های "anatomic" به فارسی هستند.
anatomic
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to anatomy and dissection, or to individual structures of the anatomy. [..]
-
تشريحی
-
تشریحی
adjectiveSerious fault might be found with the anatomical details of this whale
در مورد جزییات تشریحی این وال ایرادات اساسی میتوان گرفت،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anatomic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anatomic" با ترجمه به فارسی
-
ريختگيري كالبدشناختي · ریختگیری بدن · صورتبندی بدن
-
تشریحی · تشریحی (anatomic هم می گویند) · ساختاری · ساختمانی · وابسته به کالبد شناسی · کالبد شناختی
-
دید پس وپیش
-
(پزشکی) کالبد شکافی کردن · به دقت تجزیه و تحلیل کردن · تشریح کردن · فروکافتن
-
ازروی تشریح · مطابق علم تشریح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن