ترجمه "ancestor" به فارسی

جد, نیاکان, سلف بهترین ترجمه های "ancestor" به فارسی هستند.

ancestor noun دستور زبان

One from whom a person is descended, whether on the father's or mother's side, at any distance of time; a progenitor; a fore father. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جد

    noun

    I fear he may have been an ancestor of your eminence.

    میترسم که این مازارین یکی از اجداد جناب عالی باشد.

  • نیاکان

    noun

    person from whom another person is descended

    Then it wasn't a Fomorii your ancestors bred with.

    پس او نی که نیاکان شما باهاش وصلت کردن فاموری نبوده.

  • سلف

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نیا
    • تبار
    • پیشین
    • پیشگام
    • (جانورشناسی - گیاه شناسی) پیشگونه
    • (جمع) پیشینیان
    • (حقوق) ارث گذار
    • جد (جمع : اجداد)
    • نیا (جمع : نیاکان)
    • پیش کسوت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ancestor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ancestor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ancestor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه