ترجمه "anchor" به فارسی

لنگر, لنگر انداختن, مهار بهترین ترجمه های "anchor" به فارسی هستند.

anchor verb noun دستور زبان

(nautical) A tool used to moor a vessel to the bottom of a sea or river to resist movement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لنگر

    noun

    tool to moor a vessel into sea bottom [..]

    I need it to do a locator spell so I can find the anchor.

    بهش برای اجرای افسون مکان یاب نیاز دارم تا بتونم جای لنگر رو پیدا کنم.

  • لنگر انداختن

  • مهار

    noun

    Wait, did you put wood between the anchor points and the cable?

    صبر کن ، بين نقطه ي مهار و کابل چوب گذاشتين ؟

  • ترجمه های کمتر

    • لنگرچی
    • مهارکردن
    • مهاری
    • (در تیم های ورزشی و گروه های خبری و غیره) سر دسته
    • (دوی امدادی و طناب کشی و غیره) آخرین نفر تیم
    • (کشتی) لنگر
    • با لنگر ثابت نگاهداشتن
    • برجا داشتن
    • تکیه گاه اصلی
    • ثابت شدن
    • درجا نگهدار
    • سر خبرگزار
    • سر خبرگزاری کردن
    • عقب دار
    • عقب داری کردن
    • قلاب کردن
    • لنگر کردن
    • محکم شدن
    • وابسته به عقب داری 0
    • وابستگی عمده
    • وسیله ی ثبات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anchor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Anchor
+ اضافه کردن

"Anchor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Anchor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "anchor"

عباراتی شبیه به "anchor" با ترجمه به فارسی

  • پایگاه حرفه ای
  • محکم شدن
  • (یخی که کف رودخانه یا دریاچه ای را که سطح آن یخ نزده است می پوشاند) لنگر یخ
  • مغازه اصلی
  • (مجازی) پشت و پناه · لنگر اصلی · لنگر بزرگ (که فقط در مواقع اضطراری افکنده می شود)
  • محکم شدن
  • رجوع شود به sea anchor
  • (کشتیرانی) لنگر چتری · لنگر کشتی
اضافه کردن

ترجمه های "anchor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه