ترجمه "anemia" به فارسی
کمخونی, فقرالدم, کم خونی بهترین ترجمه های "anemia" به فارسی هستند.
(uncountable) (pathology) A medical condition in which the capacity of the blood to transport oxygen to the tissues is reduced, either because of too few red blood cells, or because of too little hemoglobin, resulting in pallor and fatigue. [..]
-
کمخونی
decrease in number of red blood cells
(7) What causes anemia, and what can be done to compensate for it?
۷) کمخونی چگونه عارض میشود و برای درمان آن چه میتوان کرد؟
-
فقرالدم
-
کم خونی
nounso she had high blood pressure and not anemia?!
!پس او مبتلا به فشار خون بوده و نه کم خونی
-
ترجمه های کمتر
- آنمی
- وینه لږی
- ناپویایی
- (پزشکی - کمبود گویچه های قرمز خون یا میزان هموگلوبین در رگ ها) کم خونی
- بی حالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anemia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
genus of terrestrial or lithophytic ferns having pinnatifid fronds; chiefly of tropical America
"Anemia" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Anemia در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "anemia"
عباراتی شبیه به "anemia" با ترجمه به فارسی
-
کمخونی مگالوبلاستیک
-
کمخونی خونکافتی · کمخونی همولیتیک
-
کمخونی فقر آهن
-
(پزشکی) کم خونی کشنده · کمخونی پرنیشیوز
-
کمخونی سیدروبلاستیک
-
(پزشکی) بیماری داسی گویچه · کم خونی مدیترانه ای (sickle cell disease هم می گویند)
-
(پزشکی) کم خونی آپلازی · کمخونی آپلاستیک
-
کمخونی میلوفیتزیک