ترجمه "anew" به فارسی

دوباره, از سر, از نو بهترین ترجمه های "anew" به فارسی هستند.

anew adverb دستور زبان

(literary, poetic or formal) Again, once more. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوباره

    adverb

    He who is sold, can't ever be a buyer anew. "

    اون کسيه که فروخته شده ديگه نميتونه دوباره يه خريدار باشه

  • از سر

    I have had unformed ideas of striving afresh, beginning anew

    افکاری شکل نگرفته مرا ترغیب میکند تا تلاشی نو را از سر گیرم،

  • از نو

    She settled in two tiny rooms in Westminster, and faced the world anew.

    دو اطاق کوچک دروست مینی ستر گرفت و از نو با دنیا روبروشد.

  • ترجمه های کمتر

    • بار دیگر
    • به طریق یا شکل نوین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anew " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "anew" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه