ترجمه "angry" به فارسی

خشمگین, عصبانی, دژم بهترین ترجمه های "angry" به فارسی هستند.

angry adjective دستور زبان

Displaying or feeling anger. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشمگین

    adjective

    displaying anger [..]

    But the best of Dodo was, that she did not keep angry for long together.

    اما خوبی دودو در این بود که زمان درازی خشمگین باقی نمیماند.

  • عصبانی

    adjective

    displaying anger

    When angry, count to four. When very angry, swear.

    وقتی عصبانی هستی تا چهار بشمار. وقتی خیلی عصبانی هستی فرار کن.

  • دژم

    adjective

    I'm not angry with you,' he said still as gloomily; but

    ورانسکی با همان قیافه دژم گفت : از تو رنجشی ندارم.

  • ترجمه های کمتر

    • خشمناک
    • شرزه، خشمآلود؛ خشمگین؛ خشمناک؛ تندخو.خشمگین، خشمناک، غضبناک
    • غضبناک
    • رنجیده
    • برآشفته
    • طغیان کننده
    • قرمز شده
    • متورم و دردناک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " angry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "angry"

عباراتی شبیه به "angry" با ترجمه به فارسی

  • (ادبیات) گروهی نویسنده ی جوان انگلیسی بعد از جنگ دوم جهانی که شدیدا ارزش ها و اعمال طبقات بالا و متوسط را به باد انتقادمی گرفتند
  • خشم · خشمناکی · غصبناکی
اضافه کردن

ترجمه های "angry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه