ترجمه "anguished" به فارسی

نگران, مضطرب, اندوهگین بهترین ترجمه های "anguished" به فارسی هستند.

anguished adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of anguish. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نگران

    adjective

    experiencing extreme discomfort

    through such pain and anguish

    چقدر اعصابم خورد شد و نگران شدم

  • مضطرب

    He stared at me with confused, anguished eyes.

    با چشمان گیج و مضطرب به من خیره شد.

  • اندوهگین

    Tell me why you hunt animals instead of people, she said, still anguished.

    به هم بگو چرا به جای آدمها حیوانات رو شکار میکنی: او که هنوز اندوهگین بود، گفت

  • ترجمه های کمتر

    • مشوش
    • متالم
    • پر رنج (در اثر نگرانی یا درد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anguished " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "anguished" با ترجمه به فارسی

  • اضطراب · اندوه · اندوهناک کردن یا شدن · تالم · تشویش · درد دادن · درد روحی · دلتنگی · دلهره · رنج · رنج شدید (در اثر نگرانی یا درد) · عذاب · غصه · غم · غم و اندوه · غمگین شدن · مضطرب کردن یاشدن · نگران شدن · نگران کردن
اضافه کردن

ترجمه های "anguished" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه