ترجمه "ant" به فارسی
مورچه, مور, واژه ی متضاد بهترین ترجمه های "ant" به فارسی هستند.
Any of various insects in the family Formicidae in the order Hymenoptera, typically living in large colonies composed almost entirely of flightless females. [..]
-
مورچه
nouninsect [..]
Sysko works like an ant.
سیسکو مانند مورچه ها کار می کند.
-
مور
nouninsect
The French swarming round their guns seemed to him like ants.
فرانسویان در کنار توپهایشان به نظر وی چون دستههای مور جلوه میکردند.
-
واژه ی متضاد
-
ترجمه های کمتر
- moirb
- آنتن
- (اسم ساز): - کننده [accountant]
- (جانورشناسی) مورچه
- (صفت ساز): دارای
- - کننده [defiant]
- جنوبگان (قطب جنوب)
- مور (از تیره ی Formicidae و از حشرات غشا بال : Hymenopteran)
- نشان دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A diminutive of the male given name Anthony. [..]
"Ant" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ant در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Afghanistan National Television. [..]
"ANT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ANT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "ant"
عباراتی شبیه به "ant" با ترجمه به فارسی
-
برده مور (رجوع شود به slave-making ant) · مور برده
-
مورچه گلوله زن
-
پیشوند (قبل از حرف با صدا می آید): معادل -antacid[ anti]
-
كارگرها · مورچهها · مورچگان
-
(بازی پوکر) چیپ · (عامیانه) سهم هزینه ی هر نفر · دانگ · دانگ دادن · سهم خود را پرداختن · چیپ را پرداختن
-
جلو · در جلو [anteroom] · پیش از [antebellum]
-
(جانورشناسی) مورچه ی قرمز (Monomorium pharaonis)
-
سود آتی – سود تحقق نیافته