ترجمه "antediluvian" به فارسی

کهنه, کهنسال, امل بهترین ترجمه های "antediluvian" به فارسی هستند.

antediluvian adjective noun دستور زبان

ancient or antiquated; old; prehistoric. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کهنه

    adjective
  • کهنسال

  • امل

  • ترجمه های کمتر

    • بدوی
    • پیر
    • (مزاح یا تحقیرآمیز) قدیمی
    • آدم کهنه پرست
    • مال عهد دقیانوس
    • وابسته به پیش از توفان نوح
    • چیز کهنه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " antediluvian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "antediluvian"

اضافه کردن

ترجمه های "antediluvian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه