ترجمه "anthelmintic" به فارسی
کرمی, (داروسازی) کرم کش, داروی کرم انداز بهترین ترجمه های "anthelmintic" به فارسی هستند.
anthelmintic
adjective
noun
دستور زبان
Destructive to parasitic intestinal worms [..]
-
کرمی
noun -
(داروسازی) کرم کش
-
داروی کرم انداز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anthelmintic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anthelmintic" با ترجمه به فارسی
-
اكسفندازول · اكسيكلونازيد · بوناميدين · بيتيونول · داروهاي كرمكش · داروهای ضدكرم · ديكلروفن · رافوكسانيد · رزورانتل · ضدکرمها · كليوكسانيد · لواميزول · متيريدين · مقاومت به كرمكشها · نيكلوفولان · هالوكسون
-
اكسفندازول · اكسيكلونازيد · بوناميدين · بيتيونول · داروهاي كرمكش · داروهای ضدكرم · ديكلروفن · رافوكسانيد · رزورانتل · ضدکرمها · كليوكسانيد · لواميزول · متيريدين · مقاومت به كرمكشها · نيكلوفولان · هالوكسون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن