ترجمه "anthropogenic" به فارسی

انسان آورد, ایجاد شده توسط انسان (مانند آلودگی هوا), مردم زاد بهترین ترجمه های "anthropogenic" به فارسی هستند.

anthropogenic adjective دستور زبان

of or relating to the influence of human beings or their ancestors on natural objects. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انسان آورد

  • ایجاد شده توسط انسان (مانند آلودگی هوا)

  • مردم زاد

  • وابسته به پیدایش و تکامل انسان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anthropogenic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "anthropogenic" با ترجمه به فارسی

  • اثر زیستمحیطی · تاثير انساني · دخالت انسانزاد · فاكتورهاي انسانزاد · فاكتورهاي انساني · فشار انساني · نشانزد زيستمحيطي
  • انواع خاك انسانپدیدی · خاكهاي دستساخت · خاکهای انسانزادی · خاکهای انسانپدیدی
  • اثر زیستمحیطی · تاثير انساني · دخالت انسانزاد · فاكتورهاي انسانزاد · فاكتورهاي انساني · فشار انساني · نشانزد زيستمحيطي
  • انواع خاك انسانپدیدی · خاكهاي دستساخت · خاکهای انسانزادی · خاکهای انسانپدیدی
اضافه کردن

ترجمه های "anthropogenic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه