ترجمه "anti" به فارسی
ضد, مخالف, علیه بهترین ترجمه های "anti" به فارسی هستند.
anti
adjective
noun
adposition
دستور زبان
(rare) A word used before a noun or noun phrase to indicate opposition to the concept expressed by the noun or noun phrase. [..]
-
ضد
adjective nounTom is an anti-Semite.
تام یک ضد سامی است.
-
مخالف
adjective nounIf you anti particular politician, be pro his opponent.
اگر شما مخالف يك سياستمدار خاص هستيد از رقيبش حمايت كنيد
-
علیه
adjective nounbut became an anti-authoritarian protest.
اما همون تبدیل شد به تظاهرات علیه اقتدارگرایان.
-
ترجمه های کمتر
- پاد
- برضد
- (عامیانه) مخالف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anti" با ترجمه به فارسی
-
توپ ضدتانک
-
ماتریس پادقطری
-
موشک ضدرادار
-
آنتی · روبرو · ضد · مخالف · مقابل [antilabor و antidote و antislavery] · پاد · پیشوند: ضد
-
ضد یهود (رجوع شود به antisemitic)
-
نقش زنی ضد اسپم
-
رفتار ضد اجتماعی
-
ضدروحانیگری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن