ترجمه "antipode" به فارسی
متضاد, متقاطر, مفرد رجوع شود به antipodes بهترین ترجمه های "antipode" به فارسی هستند.
antipode
noun
دستور زبان
something directly opposite or diametrically opposed [..]
-
متضاد
-
متقاطر
-
مفرد رجوع شود به antipodes
-
ترجمه های کمتر
- پاد بن
- کاملا متقابل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " antipode " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "antipode" با ترجمه به فارسی
-
واقع درطرف مقابل زمین
-
(به ویژه انگلیس) زلاندنو · (جغرافی) دو نقطه ی کره ی زمین که کاملا متقاطر باشند · اضداد · مغایرها · پادگونه (ها) · ینگه دنیا
-
نقطه پادپایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن