ترجمه "antiseptic" به فارسی

گندزدا, ضد عفونی, ضدعفونی بهترین ترجمه های "antiseptic" به فارسی هستند.

antiseptic adjective noun دستور زبان

Of, or relating to antisepsis, or the use of antiseptics. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گندزدا

    antimicrobial substance

  • ضد عفونی

  • ضدعفونی

    noun

    If you cut yourself, answered Newson, full of information, wash it at once with antiseptic.

    نیوسن که آدم کار کرده و اهل فنّ بود، گفت : اگر دستت را بریدی آن را حتم ابا مواد ضدعفونی بشور.

  • ترجمه های کمتر

    • پادریم
    • بسیار پاک و مرتب
    • بی بو و خاصیت
    • ضد عفونی شده
    • نادرگیر در زندگی و مسایل آن
    • پلشت بر
    • پلشت زدا
    • پلشت زدایی شده
    • کاربرد گندزدا
    • گندزدایی شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " antiseptic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "antiseptic" با ترجمه به فارسی

  • آكريفلاوين · آنتیسپتیکها · باكتريایستانها · زدايندههاي شير · شویندههای پستان · عفونتزداها · گندزداها
اضافه کردن

ترجمه های "antiseptic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه