ترجمه "antithesis" به فارسی

تناقض, تضاد, پادنهاد بهترین ترجمه های "antithesis" به فارسی هستند.

antithesis noun دستور زبان

A proposition that is the diametric opposite of some other proposition. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تناقض

    noun
  • تضاد

    noun

    Servitude, like other conduct, was profoundly modified to Eastern minds by their obsession with the antithesis between flesh and spirit.

    خدمت گزاری، مانند سایر رفتارها، بوسیله عقده آنها در مورد تضاد بین جسم و روح، عمیقابه طرز تفکر شرقی مبدل شده بود.

  • پادنهاد

  • ترجمه های کمتر

    • تباین
    • پادنهشت
    • پانهش
    • بخش دوم پادنهاد
    • برابر نهاد
    • نقطه ی مقابل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " antithesis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "antithesis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه