ترجمه "aphid" به فارسی
شته, (جانورشناسی) شپشه, شپشه ی گیاهی (انواع حشرات نرم تن و چهارباله از تیره ی Aphididae که شیره ی گیاه را می مکند) بهترین ترجمه های "aphid" به فارسی هستند.
aphid
noun
دستور زبان
Sapsucking pest insect of the superfamily Aphidoidea; an aphidian. [..]
-
شته
nounsuperfamily of insects
I'm sure they're aphids, but you never know.
من مطمئن هستم آنها شته ها هستند ، اما هرگز شما نمىدانيد
-
(جانورشناسی) شپشه
-
شپشه ی گیاهی (انواع حشرات نرم تن و چهارباله از تیره ی Aphididae که شیره ی گیاه را می مکند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aphid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Aphid
-
شته
nounI'm sure they're aphids, but you never know.
من مطمئن هستم آنها شته ها هستند ، اما هرگز شما نمىدانيد
تصاویر با "aphid"
عباراتی شبیه به "aphid" با ترجمه به فارسی
-
شته مومی
-
آفیدوییدهآ · شتهها · شتگان · كالافيديده · كيتوفوريده
-
(جانورشناسی) شته ی پشم زا (انواع شته هایی که پوشش مومی و پشم مانندی را از خود می تراوند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن