ترجمه "aphrodite" به فارسی

آفرودیته, (اسطوره ی یونان) آفرودیت (الهه ی زیبایی که رومی ها او را ونوس می نامیدند), (جانورشناسی) پروانه ی آفرودیت aphroditeSpeyeria - بومی نواحی شرقی امریکای شمالی) بهترین ترجمه های "aphrodite" به فارسی هستند.

aphrodite noun دستور زبان

A soft and earthy mineral of a white or yellowish color, and with a waxy lustre, found at Langbanshytta in Sweden. It is a hydrated silicate of magnesia, and resembles meerschaum. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آفرودیته

    Greek gods Athena (left) and Aphrodite

    خدایان یونانی آتنا ( چپ ) و آفرودیته

  • (اسطوره ی یونان) آفرودیت (الهه ی زیبایی که رومی ها او را ونوس می نامیدند)

  • (جانورشناسی) پروانه ی آفرودیت aphroditeSpeyeria - بومی نواحی شرقی امریکای شمالی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aphrodite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Aphrodite proper noun

(Greek mythology) The goddess of beauty and love, born when Cronus castrated Uranus and threw his genitalia into the sea. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آفرودیته

    Greek gods Athena (left) and Aphrodite

    خدایان یونانی آتنا ( چپ ) و آفرودیته

تصاویر با "aphrodite"

اضافه کردن

ترجمه های "aphrodite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه