ترجمه "apiculate" به فارسی

سرتیز, سرسوزنی, نوک تیز بهترین ترجمه های "apiculate" به فارسی هستند.

apiculate adjective دستور زبان

(botany, of a leaf) Having a short, sharply pointed tip [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرتیز

  • سرسوزنی

  • نوک تیز

  • نوکدار (مانند برخی برگ ها)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apiculate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "apiculate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه