ترجمه "appetence" به فارسی
ارزو, اشتها, اشتیاق بهترین ترجمه های "appetence" به فارسی هستند.
appetence
noun
دستور زبان
the state or action of desiring or craving [..]
-
ارزو
noun -
اشتها
nounDo you want me to draw up an appetizer?
آیا می خواهید من یک اشتها آور را تهیه کنم ؟
-
اشتیاق
noun -
تمایل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " appetence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "appetence" با ترجمه به فارسی
-
ارزومند · مشتاق
-
اشتها دادن · به اشتها اوردن
-
اشتها آور · محرک · مشهی · میل انگیز
-
(در مورد مواد شیمیایی) تمایل متقابل (appetence هم می گویند) · ارزو · اشتها · تمایل غریزی · شعور حیوانی · میل شدید · ولع
-
(خوراکی یا آشامیدنی) اشتها آور · خوراک یا آشامیدنی برای تحریک اشتها · مزه · پیش غذا · پیشغذا
-
خواص ارگانولپتیکی · كيفيت ارگانولپتيكي · ويژگيهاي حواس
-
اشتها آور · محرک · مشهی · میل انگیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن