ترجمه "apple" به فارسی

سیب, سيب, سیبی بهترین ترجمه های "apple" به فارسی هستند.

apple noun دستور زبان

A common, round fruit produced by the tree Malus domestica, cultivated in temperate climates. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیب

    noun

    fruit [..]

    My mother often bakes apple pies for us.

    مادرم اغلب برای ما پای سیب می پزد.

  • سيب

    Yes, my apple tree has only one blossom.

    آري ، درخت سيب من تنها يك شكوفه دارد.

  • سیبی

    An apple fell on the ground.

    سیبی روی زمین افتاد.

  • ترجمه های کمتر

    • sab
    • (گیاه شناسی) درخت سیب (جنس Malus و خانواده ی rose)
    • مردمک چشم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apple " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Apple proper

(with the ) A nickname for New York City, usually “the Big Apple”. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اپل

    Apple Inc.

    That is all there is to it. Apple has patented this.

    این همه چیز در مورد اون هست .اپل حق امتیاز اون رو ثبت کرده است.

  • سیب

    noun

    My mother often bakes apple pies for us.

    مادرم اغلب برای ما پای سیب می پزد.

  • سيب

    They arrived in time to save their father with Ahmed's Apple of Life.

    اونها به موقع رسيدند تا پدرشون رو با سيب زندگي احمد نجات بدن.

تصاویر با "apple"

عباراتی شبیه به "apple" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "apple" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه