ترجمه "appurtenance" به فارسی
ضمیمه, متعلقات, متعلقه بهترین ترجمه های "appurtenance" به فارسی هستند.
appurtenance
noun
دستور زبان
an appendage added to something else [..]
-
ضمیمه
noun -
متعلقات
-
متعلقه
-
ترجمه های کمتر
- مکمل
- لوازم
- متعلق
- جز
- (جمع) ابزار فرعی
- (جمع) مخلفات
- (حقوق) متفرع
- دستگاه ضمیمه
- ضمایم موتور (و غیره)
- هر چیز فرعی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " appurtenance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "appurtenance" با ترجمه به فارسی
-
متعلقات و منضمات
-
اسباب · ضمیمه · متعلقات · متعلقه · چیزهای وابسته
-
الحاقی · جز · ضمیمه · فرعی · متفرع · کمکی · یاور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن