ترجمه "apron" به فارسی

پيش بند, پیش بند, پیش صحنه بهترین ترجمه های "apron" به فارسی هستند.

apron noun دستور زبان

An article of clothing worn over the front of the torso and/or legs for protection from spills. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پيش بند

    clothing [..]

    You're wearing a little dirndl skirt, got a white apron on, you have pigtails.

    يه دامن بلند با يه پيش بند سفيد روش پوشيدين موهاتون رو هم بافتيد و پشتتون انداختين

  • پیش بند

    outer protective garment [..]

    Then a servant crosses the courtyard, wearing a green baize apron.

    سپس مستخدمی، با پیش بند ضخیم سبز رنگ به حیاط آمد.

  • پیش صحنه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پیشبند
    • تنیزه
    • رمپ
    • صحن
    • سپر
    • (جاده سازی) پهن شدگی (به ویژه در محل تقاطع راه ها)
    • (زمین شناسی)ته نشین های رسوبی پراکنده بر سطح سنگ
    • (ساختمان) خرند
    • (فلزکاری) سینی
    • (ماشین آلات) تسمه
    • (معماری) کف
    • جلو صحنه
    • محوطه ی بارگیری هواپیما
    • هرچیز پیشبند مانند (از نظر کاربرد یا شکل): محوطه ی آسفالته ی طرفین آشیانه ی هواپیما
    • پارکینگ هواپیما
    • پیش دامن
    • پیشبند زدن
    • پیشبنددار کردن
    • کف بند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apron " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "apron"

عباراتی شبیه به "apron" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "apron" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه