ترجمه "aptness" به فارسی
مناسبت, امادگی, زیرکی بهترین ترجمه های "aptness" به فارسی هستند.
aptness
noun
دستور زبان
Fitness; suitableness; appropriateness; as, the aptness of things to their end. [..]
-
مناسبت
Don Jose Avellanos, then in the drawing room, was delighted beyond measure at the aptness of the title
دون خوزه آویانوس در اتاق پذیرایی از مناسبت و بجا بودن این عنوان واقعا لذت برده
-
امادگی
-
زیرکی
-
ترجمه های کمتر
- زرنگی
- رغبت
- شایستگی
- قابلیت
- تمایل طبیعی
- میل باطنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aptness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aptness" با ترجمه به فارسی
-
تمایل داشتن
-
(قدیمی) آماده · بجا · به سزا · تیزهوش · حاضر · درخور · زودآموز · زودفهم · متمایل · محتمل · مخفف : آپارتمان · مربوط · مناسب
-
احتمال داشتن · تمایل داشتن
-
(قدیمی) آماده · بجا · به سزا · تیزهوش · حاضر · درخور · زودآموز · زودفهم · متمایل · محتمل · مخفف : آپارتمان · مربوط · مناسب
-
(قدیمی) آماده · بجا · به سزا · تیزهوش · حاضر · درخور · زودآموز · زودفهم · متمایل · محتمل · مخفف : آپارتمان · مربوط · مناسب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن