ترجمه "aquatic" به فارسی
آبی, (جانور یا گیاه) آبزی, (جمع) آب بازی بهترین ترجمه های "aquatic" به فارسی هستند.
aquatic
adjective
noun
دستور زبان
Relating to water; living in or near water, taking place in water. [..]
-
آبی
adjectiveDry and dusty ground will be transformed into “a swampy place” where papyrus and other aquatic reeds can grow.—Job 8:11.
زمین خشک و خاکی به «خَلاب» یعنی محل رویش پاپیروس و نیهای آبی دیگر مبدل خواهد گشت. — ایّوب ۸:۱۱.
-
(جانور یا گیاه) آبزی
-
(جمع) آب بازی
-
نمایش روی آب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aquatic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "aquatic"
عباراتی شبیه به "aquatic" با ترجمه به فارسی
-
مگسگیر سردراز مردابی
-
پستانداران آبزی
-
مرغابی · پرندگان آبزي · پرندگان آبي
-
گياهان آبي · گیاهان آبزی
-
موش دریایی
-
علفهاي هرز آبي · علفهای هرز آبزی
-
آلودگي آبي · آلودگی آب
-
درختان زينتي آبي · گیاهان زینتی آبزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن