ترجمه "arch" به فارسی
طاق, قوس, کمان بهترین ترجمه های "arch" به فارسی هستند.
An inverted U shape. [..]
-
طاق
nounarchitectural element
In the silence we crept discreetly through the bridge arches, and found them also evacuated.
سپس به آرامی ازمیان طاق پل عبور کردیم و ملاحظه کردیم که آنجا هم کسی نیست.
-
قوس
inverted U shape
The white arch of a thousand deaths rose before it.
قوس سپید هزاران مرگ در به رابش سر برافراشته بود.
-
کمان
nouninverted U shape
White dots of sandalwood paste over her arched eyebrows.
و با نقطههایی از چوب صندل که بر کمان ابروانش نشسته بودند.
-
ترجمه های کمتر
- تاق قوسی
- قوسی
- بزرگ
- بازیگوش
- هلال
- شیطان
- اصلی
- عمده
- قدیمی
- معماری
- سالار
- محیل
- هوسباز
- شوخ
- زرنگ
- (معماری)
- تاق (ضربی) زدن
- تاق سردرها و غیره
- تاق ضربی
- جادو شده
- خیلی حساس
- دارای تاق منحنی کردن
- ساختمان دارای تاق ضربی
- طاق نما
- قوس کف پا
- قوسی شکل کردن
- مجمع الجزایر
- منحنی کردن
- نیم دایره
- هر چیز قوس مانند
- پسوند: حکمران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Arch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Arch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
"ARCH" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ARCH در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "arch"
عباراتی شبیه به "arch" با ترجمه به فارسی
-
بخش منحنی یا قوس مانند هر چیز · قوس اندر قوس · قوس ساز · مانند تاق ضربی · نیم دایره وار · یک ردیف تاق های ضربی
-
پل قوسی
-
آرخه
-
ابر [archenemy و archduke] · اعظم · بزرگ (در ساختن عناوین هم به کار می رود) · عمده · پیشوند: اصلی
-
(کالبدشناسی - جانور شناسی) قوس وجنه · استخوان گونه · قوس گونه
-
(معماری) تاق یا قوس نوک تیز · بالا پنجره ی نیزه ای · تاق نیزه ای
-
(معماری) تاق ضربی · تاق قوسی
-
تاق نصرت · تاق پیروزی · طاق نصرت