ترجمه "archaic" به فارسی

کهنه, منسوخ, باستانی بهترین ترجمه های "archaic" به فارسی هستند.

archaic adjective noun دستور زبان

(archaeology, US) A general term for the prehistoric period intermediate between the earliest period (‘Paleo-Indian’, ‘Paleo-American’, ‘American‐paleolithic’, &c .) of human presence in the Western Hemisphere, and the most recent prehistoric period (‘Woodland’, etc.). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کهنه

    adjective

    not some archaic idea about bringing home the bacon,

    نه ایدههایی کهنه برای تامین نیاز خانواده،

  • منسوخ

    adjective

    i have no interest in being a debutante. its totally archaic

    من اصلا علاقه اي به مراسم دبيوتانت ندارم چون كاملا منسوخ شده

  • باستانی

    adjective

    And I don't need to tell you, there aren't a lot of men who love physics, archaic languages and flags of the world.

    همزمان به فیزیک ، زبان های باستانی و پرچم های دنیا علاقه داشته باشن

  • ترجمه های کمتر

    • مهجور
    • کهن
    • قدیم
    • (واژه یا عبارتی که در قدیم متداول بوده ولی امروزه فقط در موارد ویژه مثل دعا و غیره به کار می رود) کاربرد قدیمی
    • از مد افتاده
    • از کارافتاده
    • قدیمی (دراین فرهنگ این واژه ها با برچسب ((قدیمی)) مشخص شده اند)
    • مربوط به عهد دقیانوس
    • وابسته به ادوار گذشته (تمسخر یا تحقیرآمیز)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " archaic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "archaic"

عباراتی شبیه به "archaic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "archaic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه