ترجمه "area" به فارسی
ناحیه, منطقه, سطح بهترین ترجمه های "area" به فارسی هستند.
(mathematics) A measure of the extent of a planar region, or of the surface of a solid; it is measured in square units [..]
-
ناحیه
nounA part of the user interface dedicated to a particular purpose, such as "instant message area."
This area had to be kept shaven close, or crutched.
این ناحیه را میبایست با قیچی از ته بچینند.
-
منطقه
nounIn this area, sandstorms can last up to four days.
در این منطقه، طوفانهای شن تا چهار روز میتواند طول بکشد.
-
سطح
nounIn both areas, recognition and rewards go to those individuals and organizations that achieve excellence in competition.
در هر دو زمینه، شناخت و پاداش نصیب کسـانی میشود که در رقابت در سطح عالیترینها قرار دارند.
-
ترجمه های کمتر
- مساحت
- طرف
- فضا
- پهنه
- زمینه
- قسمت
- وسعت
- سرزمین
- عرصه
- گسترش
- حیاط
- همسايگی
- رویه
- (در اصل) زمین صاف
- (زیست شناسی - کالبدشناسی) حوزه
- (پژوهش یا تحصیل) رشته
- سطح صاف
- قطعه زمین
- محوطه (بخشی از خانه یا محوطه یا میدان یا شهر و غیره که به کار ویژه ای تعلق دارد)
- محوطه ی دور ساختمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " area " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Area" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Area در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "area"
عباراتی شبیه به "area" با ترجمه به فارسی
-
سطح زیربنا
-
شاخص سطح برگ
-
ناحيه حفاظتشده · نواحی حفاظتشده
-
اندازه بدن · اندازههای بدن · ضخامت چين پوستی · ناحيه سطحي بدن
-
(نقشه کشی و جغرافی) روش افکنش نقشه ی کره ی زمین بر صفحه که طبق آن هر مربع برابر است با مربعی در سطح زمین ولی فواصل و جهت ها متناسب نیستند) پهنه ی برابر
-
مناطق مهم
-
سکوی پرتاب موشک