ترجمه "arena" به فارسی
آرنا, صحنه, میدان بهترین ترجمه های "arena" به فارسی هستند.
An enclosed area, often outdoor, for the presentation of sporting events (sports arena) or other spectacular events; earthen area, often oval, specifically for rodeos (N. America) or circular area for bullfights (especially Hispanic America). [..]
-
آرنا
the sand-covered centre of an amphitheatre [..]
I will seek word with Batiatus, towards your return to the arena.
براي بازگشتنت به آرنا با باتياتوس صحبت ميکنم.
-
صحنه
nounHe reminded one slightly of a clown leaping into the arena of a circus with the cry
آمدنش درست مل آمدن دلقکی بود که گریزپا به درون صحنه سیرک بیاید و فریاد بزند
-
میدان
nounWhile he was in Ephesus, his foes may have thrown him into the arena to fight wild beasts.
در خلال اقامتش در شهر اَفَسُس احتمال میرود که او را نیز در میدان نمایش در مقابل حیوانات وحشی قرار داده باشند.
-
ترجمه های کمتر
- ورزشگاه
- عرصه
- گود
- استادیوم
- آوردگاه
- رزمگاه
- فراخنا
- مرحله
- (در اصل) میدان بی تاق آمفی تئاترهای روم کهن که نمایشات ورزشی و نبردهای گلادیاتوری در آن انجام می شد
- (در تئاترهایی که صحنه در وسط سالن قرار دارد) صحنه ی مرکزی
- سالن سرپوشیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arena " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
عرصه، صحنه
تصاویر با "arena"
عباراتی شبیه به "arena" با ترجمه به فارسی
-
فلتینس آرنا
-
بندر پونتا ارناس (جنوبی ترین شهر دنیا - کشور شیلی)
-
ای دبلیو دی آرنا
-
رینالدو آرناس
-
مانژ
-
کومرزبانک آرنا
-
(امریکا) سالن تئاتر که صحنه ی آن در وسط قرار دارد و صندلی ها را دورتادور صحنه قرار داده اند · روش ها و اسلوب این نوع تئاتر
-
ورزشگاه سرپوشیده