ترجمه "argumentative" به فارسی

جدلی, استدلالی, استدلالی (argumentive هم می گویند) بهترین ترجمه های "argumentative" به فارسی هستند.

argumentative adjective دستور زبان

Prone to argue or dispute [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جدلی

    Sergey Ivanovitch, being practiced in argument, did not reply, but at once turned the conversation to another aspect of the subject.

    کازنی شف که جدلی آزمودهای بود، اعتراضی نکرد.

  • استدلالی

    adjective

    What arguments could hold good against such an outpouring of love and sorrow!

    در برابر این سیلاب محبت و رنج کدام استدلالی تاب مقاومت داشت!

  • استدلالی (argumentive هم می گویند)

  • ترجمه های کمتر

    • اهل بحث و جدل
    • وابسته به بحث و جدل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " argumentative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "argumentative" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "argumentative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه