ترجمه "armies" به فارسی
ارتشی شده, محافظت شده, نظامی شده بهترین ترجمه های "armies" به فارسی هستند.
armies
noun
Plural form of army. [..]
-
ارتشی شده
-
محافظت شده
-
نظامی شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armies " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "armies" با ترجمه به فارسی
-
سپاه رستگاری (سازمان خیریه ی مذهبی - تاسیس : 5681)
-
(اغلب A بزرگ) تشکیلات گسترده · (یگان نظامی متشکل از دو یا چند لشکر و نفرات کمکی) سپاه · ارتش · ارتش منظم · ارتش کادر ثابت (standing army هم می گویند) · جمعیت · دسته · سازمان بزرگ · سپاه · سپه · قشون · لشکر · لشگر · نیروهای نظامی (به ویژه زمینی) · نیروی زمینی · گروه · گروه بزرگ
-
نیروی زمینی ارتش اسرائیل
-
ارتش دائمی ایالات متحده امریکا (در برابر نیروهای ذخیره یا ایالتی و گارد ملی و غیره)
-
(ارتش آمریکا در جنگ دوم جهانی) سپهبد · ژنرال پنج ستاره
-
ارتش سرخ
-
ارتش جمهوری خواه ایرلند (که سازمان سری و هوادار استقلال ایرلند بود)
-
نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا · نیروی زمینی ایالات متحده ی امریکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن