ترجمه "armillary" به فارسی
(نجوم قدیم) ذات الحق (دستگاهی که برای سنجش مدار و موقعیت ستارگان به کار می رفت و بعدا تبدیل به اسطرلاب شد), حلقه دار, دایره دایره بهترین ترجمه های "armillary" به فارسی هستند.
armillary
adjective
Resembling a bracelet or armilla; consisting of rings or circles. [..]
-
(نجوم قدیم) ذات الحق (دستگاهی که برای سنجش مدار و موقعیت ستارگان به کار می رفت و بعدا تبدیل به اسطرلاب شد)
-
حلقه دار
-
دایره دایره
-
متشکل از چند دایره یا حلقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armillary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "armillary" با ترجمه به فارسی
-
حلقهدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن