ترجمه "armor" به فارسی

زره, جوشن, سلاح بهترین ترجمه های "armor" به فارسی هستند.

armor verb noun دستور زبان

(uncountable) A protective layer over a body, vehicle, or other object intended to deflect or diffuse damaging forces. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زره

    noun

    protective layer over a body, vehicle, or other object intended to deflect or diffuse damaging forces

    Harry and Ron hid quickly behind a suit of armor next to the front door.

    رون و هری پشت یک دست زره و کلاه خود کنار در ورودی پنهان شدند.

  • جوشن

    noun

    (Ephesians 6:14) The two pieces of armor referred to here are a girdle, or a belt, and a breastplate.

    ( اَفَسُسیان ۶:۱۴) دو قطعه از سلاح دفاعی و روحانی ما کمربند و جوشن، یعنی زره سینه، است.

  • سلاح

    noun

    You were looking for a hero and his armor.

    تو دنبال يه قهرمان و سلاح هاي اون بودي.

  • ترجمه های کمتر

    • برگستوان
    • خنگل
    • کژاکند
    • کژین
    • لاک
    • (انگلیس : armour)
    • (در گیاه و حیوان) لایه ی حفاظی
    • جنگ افزارهای زرهی (مثل تانک و زرهپوش)
    • جوشن لای
    • رسته ی زرهی
    • زرهپوش کردن
    • زرهی شدن یا کردن
    • ورقه ی پولادین یا فلزی که برای زرهی کردن کشتی و هواپیما به کار می رود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " armor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "armor"

عباراتی شبیه به "armor" با ترجمه به فارسی

  • زرهدار · زرهپوش · مجهز به خودروهای زرهپوش · مجهز به زره
  • (ارتش)متصدی نگهداری و تعمیر سلاح های دستی · (در اصل) کسی که زره می ساخت یا تعمیر می کرد · اسلحه ساز · جنگ افزاردار · جنگ افزارساز · جوشن گر · رویگر · زراد · زره ساز
  • زبان آرموریک · زبان برتون (Armorican هم می نویسند) · وابسته به ناحیه ی آرموریکا (امروزه بریتانی) در شمال غربی فرانسه
  • بتون آرمه
  • زره
  • (ارتش) خودرو زرهی · خودرو زرهدار (برای حمل پول بانک ها و غیره) · خودرو ضد گلوله · خودرو چرخدار زرهپوش (نظامی) · زرهپوش · ماشين زره دار · ون امنیتی
  • (جانور شناسی) انواع حشرات سپردار (از تیره ی Diaspididae که بدنشان از ماده ی سخت موم مانندی پوشیده شده است)
  • خودرو زرهپوش جنگی
اضافه کردن

ترجمه های "armor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه