ترجمه "aroused" به فارسی

احساساتی, برانگیخته, بیدار کرد بهترین ترجمه های "aroused" به فارسی هستند.

aroused adjective verb

Simple past tense and past participle of arouse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احساساتی

    adjective
  • برانگیخته

    And he, aroused by her intense interest, surveyed the coat with not a little curiosity.

    و کلاید، برانگیخته از توجه شدید دخترک، کنجکاوانه به نیم تنه مینگریست.

  • بیدار کرد

    They aroused Jurgis, and he sat up and listened crossly to the story.

    یورگیس را بیدار کردند و او نشست و با کجخلقی به داستانشان گوش داد.

  • ترجمه های کمتر

    • تحریک شد
    • ترغیب شده
    • تهییج شده
    • شعله ور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aroused " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aroused" با ترجمه به فارسی

  • تحریکپذیری
  • بیدار کننده
  • برانگیختن، تحریک کردن
  • از خواب پراندن · استنباط کردن · انرژی دادن · انگیختن · برانگیختن · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · تحریک کردن یا شدن · رم دادن · سرزنش کردن · شوراندن
  • برانگیختگی جنسی
اضافه کردن

ترجمه های "aroused" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه