ترجمه "art" به فارسی

هنر, فن, صنعت بهترین ترجمه های "art" به فارسی هستند.

art noun verb دستور زبان

(uncountable) Human effort to imitate, supplement, alter, or counteract the work of nature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنر

    noun

    skill [..]

    Music is the most beautiful art for telling someone how you really feel about them.

    موسیقی زیباترین هنر بیان کردن آنچه که یک انسان واقعاً احساس میکند است.

  • فن

    noun

    human effort

    She learned the dismal arts of the school teacher.

    دیگر فن کراهت بار معلمی را آموخته بود

  • صنعت

    noun

    They have had the art of printing, as well as the Chinese, time out of mind:

    در میان آنان صنعت چاپ مانند چینیان از روزگاری بسیار کهن معمول بوده است.

  • ترجمه های کمتر

    • پیشه
    • مهارت
    • حرفه
    • تدبیر
    • استادی
    • ترفند
    • مصنوعی
    • فضل
    • حیله
    • تردستی
    • مقاله
    • رسم
    • زرنگی
    • دلاوری
    • نیرنگ
    • جنس
    • (جمع) رشته های علوم انسانی (liberal arts هم می گویند)
    • (قدیمی) دانش
    • (قدیمی) دوم شخص مفرد فعل : to be
    • (پسوند معادل ard-) دارای صفت ویژه [braggart]
    • اثر هنری
    • استعداد هنرپیشگی
    • استعداد هنری
    • تزئینات و تصویرهای همراه متن (روزنامه یا مجله یا کتاب یا آگهی)
    • زمینه ی دانش
    • شاخه ای از هر دانش
    • فراورده ی هنری
    • هنر (که شامل نقاشی و تندیسگری و معماری و موسیقی و رقص و نمایش و ادبیات می گردد)
    • وابسته به هنر و هنرمندان
    • کار خلاقه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " art " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Art proper

A diminutive of the male given name Arthur. [..]

+ اضافه کردن

"Art" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Art در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ART noun

Abbreviation of [i]Assisted reproductive technology[/i]. [..]

+ اضافه کردن

"ART" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ART در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "art"

عباراتی شبیه به "art" با ترجمه به فارسی

  • دانشگاه هنر اصفهان
  • وابسته به تاریخ هنر
  • آرتور بوخوالد
  • علوم انسانی
  • (با A و D بزرگ هم می نویسند) هنر دکو · آرت دکو (سبک هنری رایج در سال های حدود 5
  • (در اصل) هفت موضوع درسی که در آموزش کلاسیک و دوران رنسانس مورد تاکید بود · (دردانشگاه های امریکا و انگلیس و کانادا) دروس علوم انسانی (ادبیات و فلسفه و غیره و علوم پایه : ریاضی و فیزیک و غیره - در برابردروس عملی یا فنی یا حرفه ای مانند حسابداری و کامپیوتر و غیره) · آموزش و پرورش آزادگر · علوم انسانی · علوم مقدماتی
اضافه کردن

ترجمه های "art" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه