ترجمه "arterial" به فارسی
سرخرگی, شاهرگی, شریانی بهترین ترجمه های "arterial" به فارسی هستند.
arterial
adjective
noun
دستور زبان
Of or relating to an artery. [..]
-
سرخرگی
-
شاهرگی
-
شریانی
surely there would be scissors; he might sever an artery.
بی شک یک قیچی در آن پیدا میشد؛ با آن میتوانست شریانی را قطع کند.
-
ترجمه های کمتر
- عمده
- حیاتی
- وابسته به خون سرخرگ ها (از خون سیاهرگ ها روشن تر است)
- وابسته به سرخرگ
- وابسته به شاهراه یا آبراه اصلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arterial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arterial" با ترجمه به فارسی
-
سرخرگ تهیگاهی خارجی
-
سرخرگ قاعدهای
-
سرخرگ ریوی
-
سرخرگ زیرترقوهای
-
تصلب شرائین
-
سرخرگ مغزی پشتی
-
خون سرخرگی
-
جراحی کنارگذر شریان کرنری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن