ترجمه "artery" به فارسی
سرخرگ, شریان, شاهرگ بهترین ترجمه های "artery" به فارسی هستند.
artery
noun
دستور زبان
An efferent blood vessel from the heart, conveying blood away from the heart regardless of oxygenation status; see pulmonary artery. [..]
-
سرخرگ
nounblood vessel from the heart [..]
Mr. Durning's arteries made him a candidate for a double bypass.
سرخرگ هاي اقاي درنينگ باعث شد يه کانديد واسه عمل جراحي سرخرگ دور زننده بشه
-
شریان
nounblood vessel from the heart
Pass a stent down the brachial artery into the radial artery.
یه استنت رو از زیر شریان بازویی داخل شریان رادیال بفرستید
-
شاهرگ
nounCut that main artery in the leg, that's it.
اون شاهرگ توي پا پاره بشه ، کار تمومه.
-
ترجمه های کمتر
- شاهراه
- (کالبدشناسی) سرخرگ
- راه حیاتی
- راه یا آبراه اصلی
- رگ جان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " artery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "artery"
عباراتی شبیه به "artery" با ترجمه به فارسی
-
سرخرگ تهیگاهی خارجی
-
سرخرگ قاعدهای
-
سرخرگ ریوی
-
سرخرگ زیرترقوهای
-
تصلب شرائین
-
سرخرگ مغزی پشتی
-
خون سرخرگی
-
جراحی کنارگذر شریان کرنری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن