ترجمه "artificial" به فارسی

مصنوعی, ساختگی, مصنوعي بهترین ترجمه های "artificial" به فارسی هستند.

artificial adjective دستور زبان

Man-made; of artifice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصنوعی

    adjective

    Write about the relationship between the artificial environment and the natural environment.

    در بارهی رابطهی بین محیط مصنوعی و محیط طبیعی بنویسید.

  • ساختگی

    adjective

    But as soon as the prince had gone her face resumed its former cold, artificial expression.

    اما همین که شاهزاده واسیلی از در خارج شد دوباره به همان قیافه بیاعتنا و ساختگی سابق درآمد

  • مصنوعي

    Obtained or produced imitating the nature by means of a technical procedure.

    To an artificial mind, all reality is virtual.

    براي هوش مصنوعي ، خود واقعيت هم مجازيه.

  • ترجمه های کمتر

    • تصنعی
    • ریاکارانه
    • نابومی
    • وانمودین
    • گلدانی
    • غیرواقعی
    • متظاهرانه
    • (زیست شناسی) وابسته به رده بندی ناقص (که به جای چندین ویژگی فقط معدودی ویژگی مثل رنگ و شکل را مبنا قرار می دهد)
    • (گیاه شناسی) غیر بومی
    • انسان ساخت
    • دست ساخت
    • دست پرورد
    • ساخته شده توسط انسان
    • گلخانه ای
    • گیاهی که در شرایط معمولی در محل نمی روید و باید از آن به طور ویژه نگهداری کرد (مثل گیاهان حاره که در جاهای سردسیر در گلخانه نگهداری می شوند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " artificial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "artificial"

عباراتی شبیه به "artificial" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "artificial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه