ترجمه "artist" به فارسی
هنرمند, آرتیست, هنرور بهترین ترجمه های "artist" به فارسی هستند.
artist
adjective
noun
دستور زبان
A person who creates art. [..]
-
هنرمند
noun adjectiveperson who creates art as an occupation [..]
I am not an artist. I never had the knack for it.
من هنرمند نیستم. هیچ وقت ذوق اش را نداشتم.
-
آرتیست
person who creates art
Dramatic artist, sir, and one who has had some success.
بله آقا، آرتیست درام که سابقا سوکسهیی داشته.
-
هنرور
noun
-
ترجمه های کمتر
- نقاش
- هنرپیشه
- بازیگر
- موسیقیدان
- باهنر
- نقّاش
- هنرکار
- در کار خود ماهر و خوش سلیقه
- ماهر در هنرهای روی صحنه
- ماهر درهنرهای ظریف (به ویژه نقاشی و تندیسگری و رسم)
- نقاش و هنرمند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " artist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "artist"
عباراتی شبیه به "artist" با ترجمه به فارسی
-
هنرمند جنگ
-
جلوه هنری
-
کارگردان هنری
-
ژیمناستیک هنری
-
بطور هنرمندانه یا هنری
-
(در سیرک و نمایش - هنرمندی که کارهای خارق العاده می کند مثلا خود را از غل و زنجیر رها می سازد) تردست
-
پلیس
-
ژیمناست هنری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن