ترجمه "artless" به فارسی
ساده, معصوم, خامدستانه بهترین ترجمه های "artless" به فارسی هستند.
artless
adjective
دستور زبان
Having or displaying no guile, cunning, or deceit. [..]
-
ساده
adjectivewas an artless exclamation of Catherine's towards the close of their conversation
در اواخر گفتوگویشان، کاترین خیلی ساده و بیغل و غش گفت
-
معصوم
said the artless boy.
پسر با قیافهای به ظاهر معصوم گفت:
-
خامدستانه
-
ترجمه های کمتر
- نادان
- ناشیانه
- طبیعی
- ناشی
- بدانجام شده
- بی آلایش
- بی تزویر
- بی تصنع
- بی شایبه
- بی شیله پیله
- بی فرهنگ
- بی هنر
- ساده دل
- غیر هنری
- فاقد هنر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " artless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "artless" با ترجمه به فارسی
-
بی هنری · سادگی · پاکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن