ترجمه "ashamed" به فارسی
شرمنده, سرافکنده, خجالتزده بهترین ترجمه های "ashamed" به فارسی هستند.
ashamed
adjective
verb
دستور زبان
Feeling shame or guilt. [..]
-
شرمنده
adjectivefeeling shame or guilt
His appearance and behavior made me ashamed of him.
ظاهر و رفتار او مرا شرمنده کرد.
-
سرافکنده
feeling shame or guilt
He was ashamed to hear his mother called familiarly _Louisa_.
از این که میشنید ماردش را به سبکی لوئی زا خطاب میکنند سرافکنده بود.
-
خجالتزده
feeling shame or guilt
And the old gentleman looked a trifle ashamed of his own testiness.
پیرمرد ظاهراً از تندمزاجی خودش خجالتزده به نظر میآمد.
-
ترجمه های کمتر
- شرمسار
- خجل
- آزرمگین
- رونداشتن یا نشدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ashamed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن