ترجمه "ashes" به فارسی
khåkestar, خاکستر, خاکسترها بهترین ترجمه های "ashes" به فارسی هستند.
ashes
noun
دستور زبان
Plural form of ash. [..]
-
khåkestar
-
خاکستر
nounThey were smoking large cigars anddropping ashes and stubs on the carpet.
سیگار برگهای دراز میکشیدند و خاکستر و ته سیگار را روی فرش میریختند.
-
خاکسترها
He arranged a little spectacle for the scattering of the ashes.
يه نمايش کوچيک واسه پخش کردن خاکسترها راه انداخته.
-
ترجمه های کمتر
- (پس از سوزاندن جسد) خاکستر مرده
- بقایای تمدن معدوم
- جسد
- خاکستر (این اسم کمتر به صورت مفرد به کار می رود)
- خرابه ها
- لاش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ashes " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ashes
proper
plural of [i]Ash[/i]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Ashes" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ashes در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "ashes" با ترجمه به فارسی
-
قال
-
جوش شیرین · سودا · کربنات سدیم · کربنات سدیم تجارتی
-
خاکستر استخوان (که از سوزاندن استخوان به دست می آید و بخش عمده ی آن فسفات کلسیم است و در چینی سازی و کودسازی کاربرد دارد) (bone earth هم می گویند)
-
پوتاش پالیده · کربنات پتاسیم
-
سطل خاکروبه · سطل زباله
-
سطل خاکروبه · سطل زباله
-
شعراء
-
خاکستری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن