ترجمه "ashore" به فارسی
به سوی ساحل, به سوی یا بر خشکی, در ساحل بهترین ترجمه های "ashore" به فارسی هستند.
ashore
adverb
دستور زبان
(nautical) On the land as opposed to onboard [..]
-
به سوی ساحل
He leaped from the boat and swam ashore.
برای همین از قایق بیرون پرید و شناکنان به سوی ساحل رفت.
-
به سوی یا بر خشکی
-
در ساحل
Peter listened with rapt attention, as did those ashore.
پِطرُس نیز مانند جمعیتی که در ساحل بود، با دقت به سخنان او گوش میداد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ashore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن