ترجمه "asian" به فارسی

آسیایی, بومی قاره ی آسیا, وابسته به آسیا بهترین ترجمه های "asian" به فارسی هستند.

asian
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسیایی

    adjective

    This is the great insight that all the Asian religions have attained.

    این در عمق همه تعلیمات مذهبی آسیایی نهفته است.به یین و یانگ فکر کنید.

  • بومی قاره ی آسیا

  • وابسته به آسیا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " asian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Asian adjective noun دستور زبان

A person from Asia. [..]

+ اضافه کردن

"Asian" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Asian در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "asian"

عباراتی شبیه به "asian" با ترجمه به فارسی

  • اتحادیه ملل جنوب شرق آسيا
  • جولای طلایی آسیایی
  • کنفدراسیون فوتبال آسیا
  • چکاوک پنجهکوتاه آسیایی
  • (نوعی آنفلوآنزا - ویروس آن ابتدا در 7591 در سنگاپور پیدا شد) آنفلوآنزای آسیایی (Asian flu هم می گویند)
  • بازیهای آسیایی
  • افریقایی و آسیایی · وابسته به افریقا و آسیا
  • آبگاوميش · بوبالوس · گاوميشسانان · گاوميشها · گاوميشهاي رودخانه · گاوميشهاي گورابي · گاوميشهای آسيايی · گاومیشهای آبی
اضافه کردن

ترجمه های "asian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه