ترجمه "assess" به فارسی

ارزیابی کردن, سنجیدن, بستن بهترین ترجمه های "assess" به فارسی هستند.

assess verb دستور زبان

(transitive) To determine, estimate or judge the value of; to evaluate [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارزیابی کردن

    verb

    Aro hesitated for a second, assessing this new mood warily before he answered.

    آ رو قبل از این که جواب دهد یک لحظه مردد شد و با احتیاط این حالت جدید را ارزیابی کرد

  • سنجیدن

    Verb
  • بستن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • اندازه گرفتن
    • بر انداز کردن
    • برآورد کردن
    • بررسی کردن
    • تقویم کردن
    • مالیات بستن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assess " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Assess
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارزیابی کردن

    Aro hesitated for a second, assessing this new mood warily before he answered.

    آ رو قبل از این که جواب دهد یک لحظه مردد شد و با احتیاط این حالت جدید را ارزیابی کرد

  • ارزیابی کردن، تقدیم کردن

عباراتی شبیه به "assess" با ترجمه به فارسی

  • پیش بینی بلند مدت
  • ارزيابي فناوري · ارزیابی فناوری
  • تعیین مالیات،مالیات بستن،ارزیابی مالیاتی
  • ارزیابی اثر پسمداخلهای · ارزیابی نشانزد پسمداخلهای
  • ارزيابي نشانزد · ارزیابی اثر
  • ارزیابی اثر پیشمداخلهای · ارزیابی نشانزد پیشمداخلهای
  • ارزش تغذيهاي · ارزش خوراکی · ارزش رژيمي · ارزش غذایی · ارزش پرواري · ارزيابي تغذيهاي خوراكها · ارزيابي تغذيهاي غذاها · ضريب تبديل غذا · معيار ارزش غذايي · نسبت پروتئين-انرژي
  • هیأت سنجش فنی
اضافه کردن

ترجمه های "assess" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه