ترجمه "assessment" به فارسی

ارزیابی, برآورد, سنجش بهترین ترجمه های "assessment" به فارسی هستند.

assessment noun دستور زبان

The act of assessing or an amount (of tax, levy or duty etc) assessed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارزیابی

    noun

    World Vision’s emergency assessment team planned to view damage after the storm died down.

    'گروه ارزیابی اورژانس دید جهان برنامه ریزی کرد که بعد از ساکت شدن طوفان خسارت را مشاهده کند.

  • برآورد

    Jasper both saw and felt my assessment, my caution, and he smiled wryly.

    جا سپر برآورد من را هم دید و هم احساس کرد. هوشیاریام را؛ و لبخند کجی زد.

  • سنجش

  • ترجمه های کمتر

    • ارزبانی
    • تقویم
    • ارزیابی،ارزیابی مالیاتی،تعیین ارزش
    • بر انداز
    • مبلغ مالیات یا جریمه یا برآورد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assessment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Assessment
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنجش

  • ارزیابی مالیاتی، ارزیابی

عباراتی شبیه به "assessment" با ترجمه به فارسی

  • پیش بینی بلند مدت
  • ارزيابي فناوري · ارزیابی فناوری
  • تعیین مالیات،مالیات بستن،ارزیابی مالیاتی
  • ارزیابی اثر پسمداخلهای · ارزیابی نشانزد پسمداخلهای
  • ارزيابي نشانزد · ارزیابی اثر
  • ارزیابی اثر پیشمداخلهای · ارزیابی نشانزد پیشمداخلهای
  • ارزش تغذيهاي · ارزش خوراکی · ارزش رژيمي · ارزش غذایی · ارزش پرواري · ارزيابي تغذيهاي خوراكها · ارزيابي تغذيهاي غذاها · ضريب تبديل غذا · معيار ارزش غذايي · نسبت پروتئين-انرژي
  • هیأت سنجش فنی
اضافه کردن

ترجمه های "assessment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه