ترجمه "assistance" به فارسی
کمک, یاری, دستیاری بهترین ترجمه های "assistance" به فارسی هستند.
assistance
noun
دستور زبان
Aid; help; the act or result of assisting. [..]
-
کمک
nounaid; help; the act or result of assisting
Could you assist me, please?
لطف می کنید به من کمک کنید؟
-
یاری
nounaid; help; the act or result of assisting
I shall be ready to lend them my assistance.
من آمادهام که در ین کار آنان را یاری کنم.
-
دستیاری
nounaid; help; the act or result of assisting
Every kite fighter had an assistant in my case, Hassan who held the spool and fed the line.
هر بادبادکبازی دستیاری داشت در مورد من حسن بود که قرقره را به دست داشت و نخ میداد.
-
ترجمه های کمتر
- معاضدت
- مدد
- مساعدت
- همراهی
- پایمردی
- اعانه
- امداد
- رسیدگی
- مواظبت
- یاری، معاونت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assistance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "assistance"
عباراتی شبیه به "assistance" با ترجمه به فارسی
-
دستیار شخصی هوشمند
-
خودکشی کمکی
-
کمک جاذبهای
-
Wissenschaftliche Hilfskraft (Forschung
-
دستیار دیجیتال شخصی
-
یمومع کمک تخادرپ
-
معاون مدیر عامل
-
كومكون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن