ترجمه "association" به فارسی

انجمن, اتحاد, پیوستگی بهترین ترجمه های "association" به فارسی هستند.

association noun دستور زبان

The act of associating. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انجمن

    noun

    But we need a name for our little association.

    ولي براي انجمن کوچکمون يه اسم لازم داريم

  • اتحاد

    noun
  • پیوستگی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مشارکت
    • آمیزش
    • همنشینی
    • همکاری
    • تداعی
    • رابطه
    • پیوند
    • مصاحبت
    • تجمع
    • همدستی
    • همزیگاه
    • هامه
    • همدمی
    • وابستگی
    • جامعه
    • (شیمی) اضافه شدن دو یا چند ملکول به مجموعه ی بزرگتری از ملکول ها (مثلا در پولیمرها)
    • (گیاه شناسی - زیست شناسی - گروهی گیاه یا سازواره ی یکجور که در پرگیر واحدی زیست می کنند) جامعه ی پایدار همباش
    • بهم آمیختگی
    • هم خوانی
    • هم پیوند
    • هم پیوندی
    • همخوانی، تداعی، مجمع، موسسه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " association " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Association

Association (psychology)

+ اضافه کردن

"Association" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Association در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "association"

عباراتی شبیه به "association" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "association" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه